تبليغاتX
پیاده+رو

 

 

خالي مي‌شود

از من

كامواي مادربزرگ

مادربزرگ با نخ هایش

لباسی از بودن من بافته بود

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 8:21  توسط عاطفه معصومی  |